X
تبلیغات
نقدی بر آیین مضحک و ضاله وهابیت

نقدی بر آیین مضحک و ضاله وهابیت

اتحاد شیعه و سنی برای از بین بردن وهابیت

وهابیون به اهل سنت هم رحم نمیکنند!!

کشتار عمومی علمای اهل سنت؟!

وهابی ها حتی به اهل سنت هم رحم نمی کنند؟!

دريادار سرتيپ «ايّوب صبرى» سرپرست مدرسه عالى نيروى دريايى در دولت عثمانى مى نويسد: «عبد العزيز بن سعود» كه تحت تأثير سخنان «محمّد بن عبد الوهّاب» قرار گرفته بود در اوّلين سخنرانى خود در حضور شيوخ قبايل گفت: ما بايد همه شهرها و آباديها را به تصرّف خود در آوريم و احكام و عقايد خود را به آنان بياموزيم ... براى تحقّق بخشيدن به اين آرزو ناگزير هستيم كه عالمان اهل سنّت را كه مدعى پيروى از سنّت سنيّه نبويّه و شريعت شريفه محمّديّه هستند از روى زمين برداريم.

و به عبارت ديگر،  مشركانى كه خود را به عنوان علماى اهل سنّت قلمداد مى كنند از دم شمشير بگذرانيم به ويژه علماى سرشناس و مورد توجّه را، زيرا تا اينها زنده هستند هم كيشان ما روى خوشى نخواهند ديد، از اين رهگذر بايد نخست كسانى را كه به عنوان عالم خودنمايى مى كنند ريشه كن نمود سپس بغداد را تصرّف كرد

 (( تاريخ وهّابيان: 33. )).

در جاى ديگرى مى نويسد: «سعود بن عبد العزيز» در سال 1218 به هنگام تسلّط بر مكّه مكرّمه، بسيارى از دانشمندان اهل سنّت را بى دليل به شهادت رساند، و بسيارى از اعيان و اشراف رابدون هيچ اتّهامى به دار آويخت، و هر كس را كه در اعتقادات مذهبى ثبات قدم نشان مى داد به انواع شكنجه ها تهديد كرد، و آنگاه مناديانى فرستاد كه در كوچه و بازار بانگ زدند: « ادخلوا في دين سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود » هان اى مردمان! به دين سعود داخل شويد ودر زير سايه گسترده اش مأوا گزينيد!

 (( همان مصدر: 74. )).

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 5:28  توسط سعید  | 

اگر چه انشقاق شیعه و سنی به تاریخ صدر اسلام و مسئله جانشینی پیامبر(ص) باز می گردد اما چون علمای وهابی با الهام از آثار "ابن تیمیه" شیوه وی را در اهانت و توهین به شیعیان در پیش گرفتند، انشقاق و اختلاف مردم عربستان و بطور کلی مسلمین جهان عمیق تر شد و در حقیقت علمای، وهابی به عنوان عامل اصلی انشقاق و اختلاف در جامعه اسلامی به حساب آمدند.

 

به گفته های برخی علمای عالم اسلام توجه کنید:

دکتر محمد الباهی اندیشمند برجسته سنی:

وهابیت شکاف بین شیعه و سنی را عمیق نموده که این امر تأثیر منفی موضع گیری وهابیون را برمی تاباند.

یان ریچارد:

 وهابیت مانع و رادع اصلی همزیستی مسالمت آمیز شیعه و سنی است.

حمید عنایت:

وهابیت بزرگ ترین چالش شیعیان از زمان صدر اسلام است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 19:42  توسط سعید  | 

اگر چه انشقاق شیعه و سنی به تاریخ صدر اسلام و مسئله جانشینی پیامبر(ص) باز می گردد اما چون علمای وهابی با الهام از آثار "ابن تیمیه" شیوه وی را در اهانت و توهین به شیعیان در پیش گرفتند، انشقاق و اختلاف مردم عربستان و بطور کلی مسلمین جهان عمیق تر شد و در حقیقت علمای، وهابی به عنوان عامل اصلی انشقاق و اختلاف در جامعه اسلامی به حساب آمدند.

به گفته های برخی علمای عالم اسلام توجه کنید:

دکتر محمد الباهی اندیشمند برجسته سنی:

وهابیت شکاف بین شیعه و سنی را عمیق نموده که این امر تأثیر منفی موضع گیری وهابیون را برمی تاباند.

یان ریچارد:

 وهابیت مانع و رادع اصلی همزیستی مسالمت آمیز شیعه و سنی است.

حمید عنایت:

وهابیت بزرگ ترین چالش شیعیان از زمان صدر اسلام است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 19:37  توسط سعید  | 

تاریخچه وهابیت

مسلک جعلی وهابیت، بیش از دو قرن است که همچون موریانه‏ای، به دنبال تخریب دین و تهی نمودن آن است. مسلکی که به هیچ وجه سازگاری عقلایی ندارد و با روش‏های ملایم با فطرت عقلا کاملاً بیگانه است.1 وهابیت از فرق نسبتاً نو پای اسلامی است، که در زادگاه اسلام، یعنی در عربستان رشد یافته و به دلیل پشتوانه قوی سیاسی و اقتصادی، در حال گسترش به دیگر نقاط اسلامی است. از آنجا که پیروان این فرقه، تنها خود را بر حق دانسته و پیروان مذاهب دیگر اسلامی را کافر، مشرک و خارج از حوزه اسلام می‏شمرند، اهمیت مطالعه و تدقیق در اصول فکری این مکتب آشکار می‏گردد.2

تاریخچه وهابیت:

در آغاز قرن هشتم هجری، فردی موسوم به احمد بن تیمه، بر برخی سنن و عقاید رایج مسلمانان انگشت اعتراض نهاد و گرایش به آنها را مایه شرک و دوری از توحید پنداشت.3

در نتیجه عالمان و فقیهان مذاهب مختلف بر او سخت گرفتند و وی را طرد و حبس کردند تا اینکه در زندان در گذشت.4

احمد بن تیمه بخدی (پایه گذار وهابیت)، در سال 661 هجری قمری پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان که از توابع شام است، به دنیا آمد. تحصیلات نخستین را تا 17 سالگی در آن سرزمین به پایان برد. در آن روزگار که حمله مغولان به اطراف شام، ترس عجیبی در دلها افکنده بود، خانواده ابن تیمه، حرّان را به سوی دمشق ترک کردند و در آنجا اقامت گزیدند. تا سال 698 هـ ق چیزی از احمد شنیده نشد؛ ولی از آغاز قرن هشتم هجری. ق افکار مخرب وی ظهور و بروز یافت؛ به خصوص زمانی که ساکنین حماة از وی خواستند، آیه «الرحمن علی العرش استوی» را تفسیر کند. وی در تفسیر این آیه، برای خداوند جایگاهی در فراز آسمان‏ها که بر عرش و سریری متکی است، تعیین کرد. انتشار پاسخ ابن تیمه در دمشق و اطراف آن غوغایی به راه انداخت؛ به طوری که علمایی چون جلال الدین حنفی، قاضی وقت، محاکمه وی را خواستار شد. ابن تیمه، پیوسته افکار عمومی را به نظرات خلاف مشهور و رایج خود متشنج و پریشان می‏کرد، تا اینکه بالاخره در سال 705 هـ. ق در دادگاه محکوم و به مصر تبعید شد. وی در سال 707 از زندان آزاد شد و سال 712 به شام بازگشت و در آنجا به نشر افکار و نظریات خود پرداخت تا اینکه مجدداً در سال 721 به زندان محکوم شد و در سال 728 در زندان مرد.5

 تداوم افکار ابن تیمه توسط محمد بن عبدالوهاب

اندیشه‏های باطل ابن تیمه، پس از مرگ وی نابود نشد و برخی شاگردان او مسیر استادشان را طی و مذهب وی را ترویج کردند. البته بحث‏ها و آموزه‏های آنان به شکست انجامید و چندان اثری در میان مسلمانان نداشت6 تا اینکه حدود پانصد سال بعد، آرای وی توسط فردی معروف به عبدالوهاب، از انزوا و گمنامی به در آمد و با ترویج آن به وسیله قدرت شمشیر، موجی نو از تفرقه و کشتار میان مسلمانان به راه انداخت.

متأسفانه طرح مجدد افکار ابن تیمه از سوی محمد بن عبدالوهاب (1206 ـ 1115 هـ. ق) در شرایط و اوضاع تاریخی بسیار نامناسبی صورت گرفت؛ چنان که گویی اساساً وضع این افکار، برای ایجاد شکاف و اختلاف میان مسلمین، آن هم در بدترین اوضاع و شرایط تاریخی بود. ترویج آرای ابن تیمه از سوی محمد بن عبدالوهاب (که عنوان مکتب وهابیت را به خود گرفت) و سپس حمله وهابیان با پشتیبانی سیاسی ـ نظامی شیوخ برخی قبایل بخد، به مناطق مسلمان نشین حجاز، عراق، شام و یمن، در دهه‏های نخست قرن 13 هجری صورت پذیرفت. این در حالی بود که امت اسلامی از چهار سو، مورد هجمه و حمله شدید استعمار گران مسیحی قرار داشت. انگلیسی‏ها، فرانسوی‏ها، روس‏ها و آمریکایی‏ها، هر یک گرگ صفتانه، امت مظلوم و پریشان اسلامی را مورد حمله قرار داده بودند. شیخ وهابی در سال (1160 هـ . ق) وارد درعیه شده و با امیر درعیه محمد بن سعود جدّ آل سعود هم ‌پیمان می‌گردد. و به این ترتیب نطفه فرقه وهابیت و حكومت مبتنی بر عقاید آن توسط نیروی مذهبی محمد بن عبدالوهاب از یك طرف و نیروی سیاسی و نظامی محمد بن سعود از طرف دیگر در درعیة نجد منعقد می‌گردد. و شخص محمد بن سعود امیر درعیه با محمد بن عبدالوهاب برای دعوت مسلمین به سوی اسلام جدید وهابی و برای قتال و جنگ و كشتن مسلمانان در راه خدا بیعت می‌كند. و این حكومت با موضع‌گیری خاصی در برابر همه مسلمین به نحوی كه گویا پیامبری تازه و جدید در آنجا برای نجات مسلمین مبعوث گردیده است به اطراف و شهرهای مجاور دعوت نامه فرستاد و كم‌كم با كشتارهای بی‌رحمانة مسلمانان و با كمك‌ نیروهای خارجی بالخصوص حكومت انگلیس در سرزمین عربستان گسترش پیدا كرده و در نهایت تمام جزیرة العرب در تحت سیطرة حكومت آل سعود در می‌آید. كه تا امروز این حكومت در نسل‌ آل سعود همچنان ادامه دارد. و فرقه وهابیت و حكومت سعودی‌ها به نحوی درهم آمیخته است كه وهابیت اصلاً در حكومت آل سعود تبلور پیدا كرده است و جدای از آن چیزی بنام وهابیت وجود ندارد.

در چنین دوران سختی که مسلمانان به همدلی و همکاری بر ضد دشمن مشترک نیاز حیاتی داشتند، محمد بن عبدالوهاب، مسلمانان را به جرم شفاعت خواهی از پاکان و زیارت قبور اولیای خدا، مشرک، بت پرست و واجب القتل خواند عرب‏های بادیه نشین را برانگیخت که مناطق شیعه نشین و سنی نشین حجاز، عراق، شام و یمن را به خاک و خون بکشد و اموال مسلمانان را به عنوان غنیمت جهاد با کفار به غارت برند.

نکته بسیار عجیب و غیر قابل هضم در این کار، جریان فتوای محمد بن عبدالوهاب به تکفیر مسلمانان جهان و تشویق پیروان خویش، به قتل و غارت آنان، به اتهام شرک و بت پرستی است که صحنه‏های جانگدازی در طول دو قرن اخیر پیش آورده است. چنین فتوایی در میان پیروان ادیان الهی کمتر سابقه دارد.7 خشونت و وحشی‏گری که در ذات این مکتب نهفته و مظاهر آن در حمله و کشتار بی سابقه مردم مظلوم کربلای معلا، در سال 1343 هـ ق که حدود 7000 نفر از علما، سادات و مردم را قلع و قمع کردند، نمودار گشته است.8

بدین ترتیب شاهد آن هستیم که متاسفانه چگونه بر جنایات محمد بن عبدالوهاب و حاکمان سیاسی هم عصرش، نام جهاد فی سبیل الله و اصلاح دینی نهاده می‏شود و تصرفات سیاسی صبغه مذهبی می‏یابد. این است که از همان ابتدا، حکومت سعودی با وهابیت پیوندی عمیق خورده، هر یک از این دو برای تقویت خود، به دفاع و طرفداری از دیگری می‏پردازند.

برای روشن‏تر شدن کیفیت همکاری علمای وهابی با دولت حاکم، سخن الیاسینی را عینا نقل می‏کنیم: «تعالیم وهابی، حکومت سعودی را در جزیرة العرب محکم و استوار کرد. محمد بن عبدالوهاب تاکید بسیار داشت که اطاعت حکام واجب است؛ حتی اگر ظالم باشند. اوامر حکام، تا زمانی که با قواعد دین تضاد و مخالفتی نداشته باشد، باید اطلاعت شود و علما قیم و مسئول شرح و تفسیر آن قواعد هستند. عبدالوهاب، صبر در برابر ظلم حکام را توصیه می‏کرد و از قیام مسلحانه علیه حکومت نهی می‏کرد...».

وهابیون در مورد مسئله اطاعت از هر حاکمی ـ خواه ظالم خواه عادل ـ به احادیث و عمل برخی صحابه استناد می‏کنند؛ از جمله آنکه «الجهاد واجب علیکم مع کل امیر برا کان او فاجراً» حال آنکه این تفکر مخالف قرآن است و آیات بسیاری، تبعیت از ظالمان را معصیت می‏داند و از آن نهی می‏کند. از جمله آیه «ولا تعاونوا علی الاثم و العدوان...» (مائده /2) احادیث نیز از اطاعت مخلوق گناهکار نهی می‏کنند: «لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق».

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 19:32  توسط سعید  |